جمعه, 30 شهریور 1397
اللهم صل علي علي بن موسي الرضا المرتضي، الامام التقي النقي و حجتک علي من فوق الارض و من تحت الثري، الصديق الشهيد، صلاه کثيره تامه زاکيه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صليت علي احد من اوليائک.

حدیث روز

منوی اصلی سایت

فرم ورود به سایت

مشاهده ی سایت

برای مشاهده بهتر سایت
از مرورگر فایر فاکس استفاده نمایید.
برای دانلود فایر فاکس روی عکس
زیر کلیک کنید

شما در این صفحه هستید : صفحه اصلی
 

آخرین اخبار

 
 
دستور العملى از مير محمد حسين خاتون آبادى PDF چاپ نامه الکترونیک

 

دستور العملى از مير محمد حسين خاتون آبادى

...اما سفارشهايى كه استادان عادت دارند { اجازه }هاى خود - به شاگردانشان - را با آن به پايان رسانند، از شاگرد بر عمل به آن ، تعهد گيرند، همان گونه كه خودشان ملزم شده اند برايت بر مى شمارم هر چند آن دانشمند سر آمد، بالاتر از آن است كه مثل من ، او را پند دهد :

نخستين سفارش 

نخستين آن سفارشها، هماره پرواى الهى داشتن و مراقب - اوامر و نواهى الهى - در نهان و آشكار بودن و ياد خدا در تمامى زمانهاست.

مقصودم از ((ياد خدا بودن )) مشغول بودن زبان به گفتن ((ذكر)) نيست ، هر چند اين از اقسام ((ذكر الهى )) است ، بلكه نظرم به ظهور و تجلى ذكرهاى زبانى ، بر ساير اعضاى آدمى است . البته حقيقت اين مطلب ، با تدبر در اخبار اين موضوع روشن مى شود.

اينجا، دو خبر را كه كاملتر و پرفايده تر از بقيه است ، مى آورم . اولين آن ، روايتى است كه شيخ صدوق - طاب ثراه . در كتاب خصال اش نقل كرده است.

او مى گويد :

ذكر، بر هفت عضو از اعضاى انسان تقسيم شده است :

زبان ، روح ، نفس ، عقل ، معرفت ، سر، قلب . هر كدام از اينها، احتياج به پايدارى و ايستادگى دارد، ايستادگى زبان ، راستى در اقرار (گفتار) است . ايستادگى روح ، راستى در استغفار است . ايستادگى نفست راستى در اعتذار (توبه ) است . ايستادگى عقل ، در عبرت گرفتن است . ايستادگى معرفت راستى در افتخار (به دين ) است . ايستادگى سر، خوشنودى به جهان اسرار (غيب ) است . ايستادگى قلب ، راستى در يقين و شناخت خداوند جبار است.

پس ، ذكر زبان حمد و ثناى الهى است و ذكر نفس ، جهاد و تلاش است و ذكر روح ، بيم و اميد داشتن است و ذكر قلب ، صادق و يك رنگ بودن است و ذكر عقل ، تعظيم الهى و حيا و ورزيدن است . ذكر معرفت ، تسليم و رضاست . ذكر سر، بر ديدار و لقاى الهى است.

اين حديث را {ابو محمد عبدالله بن حامد} به صورت مرفوع از برخى از افراد صالح آورده است.

آن كه در اين خبر تدبر كند، حقايق غير قابل شمارش و اسرار فراوانى ، بر او ظاهر مى شود، پس تدبر كن و بصيرت بروز !

اما خبر دوم ، كه در مصباح الشريعه آمده است.

امام صادق عليه السلام فرموده : آن كسى كه بحقيقت ياد خداست ، مطبع است و آن كه از او غافل است ، عصيانگر است . اطاعت كردن ، علامت هدايت است و سركشى ، نشانه گمراهى . ريشه هدايت يا گمراهى ، در ذكر و غفلت است . دل خود را، قبله زبانت قرار ده ! آن را به سخن وامدار، مگر آنچه قلبت گويد و عقلت موافق باشد و ايمانت رضايت دهد، كه خداوند، دانا به نهان و آشكار توست.

مانند محتضر، يا فرد ايستاده در حسابگاه بزرگ {عرض اكبر} باش ! و به جز اجراى اوامر الهى و دورى از نواهى او و توجه به وعد و وعيدهايش ، مشغول مباش ! و از آنچه به كار آخرت نمى آيد و به اجراى آن مكلف نيستى دورى كن ! قلبت را با آن اندوه بشوى ! {خدا را ياد كردن } بايد به خاطر اين باشد كه او تو را ياد كرده است .  او، تو را ياد مى كند، با اينكه از تو بى نياز است ، و به ياد تو بودنش ، بزرگتر و مرغوبتر و ستوده تر و پيشتر از به ياد او بودن از جانب توست . اينكه بدانى ، او به ياد توست ، خضوع ، حيا و خرد ديدن خودت را، برايت به ارمغان مى آورد، در نتيجه ، كرم و فضل قديم او را درك مى كنى و عبادتهايت را - هر چند زياد باشد - در كنار نعمتهايش ناچيز مى شمارى و به آن توجه نخواهى داشت . اين ، خلوص در عبادت مى آورد.

اما اگرعبادتهايت را به حساب آورى ، و به آن غره شوى ، جز ريا و عجب و حماقت و درشتخويى و فراموشى فضل و كرمش ، برايت نخواهد ماند. با اين پندار بى پايه ، زياد نمى شود مگر دورى از خدا، و به دست نمى آيد از گذشت عمر تلف شده ، جز وحشت.

ذكر دو قسم است : ذكر خالص - با هماهنگى و موافقت دل - و ديگر، ذكر صادق - با نفى ياد غير او.

حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: خداوندا! ما را توانايى احصاى حمد و ثناى تو نيست ، تو آنچنانى كه خود، حمد و ثناى خويش ‍ كرده اى.

در اين فرمايش گهربارحضرت رسول صلى الله عليه و آله براى ذكر گويى اش - و خدا را ستايش كردن - به آگاهى اش بر اين حقيقت كه خداوند قبل از او، خود را ستوده ، ارزش و مقدارى قائل نيست ، حال كه رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين فرموده ، ديگران به طريق اولى بايد، چنين باشند و چنين بينديشند. پس آن كه مى خواهد خدا را ياد كند، بايد بداند اگر خداوند توفيق {ياد خدا بودن} را به بنده اى ندهد، هرگز ((ياد خدا بودن )) از بنده سر نزند.

در اين حديث نيز تامل كن و از آن و از حديث اول غافل مباش ! اين دو حديث بايد همواره در يادت باشد، زيرا آن دو، دو درياى پر از جواهر اسرارند.

اما ذكرهاى زبانى ، بعضى از مهمترين و كاملترين آن عبادت است

*مداومت بر كلمه توحيد ( لا اله الا الله ).

از ((اصبغ بن نباته )) روايت شده است :

با حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام بودم . گذرمان به گورستان افتاد. حضرت در آنجا فرمود :

السلام على اهل لا اله الا الله ! من اهل لا اله الا الله . كيف وجدتم كلمه لا اله الا الله ؟ يا لا الله الا الله ؟ بحق لا اله الا الله ، اغفر لمن قال لا اله الا الله و احشرنا فى زمره من قال لا اله الا الله !

پس از آن فرمود: از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى گفت : هر وقت كسى به گورستان آيد و اين ذكر را بگويد، گناه پنجاه سال بر او بخشوده مى شود. به حضرت رسول صلى الله عليه و آله عرض شد: اگر كسى پنجاه سال گناه نداشت ، حضرت فرمود: گناهان پدر، مادر، برادران يا مسلمانان ديگر بخشود مى شود.

كمترين مقدار ذكر (( لا اله الا الله )) صد مرتبه در روز است . از حضرت امام صادق عليه السلام روايت شده است.

هر كس در هر روز صد بار (( لا اله الا الله )) بگويد، برترين مردم در آن روز است ، مگر فردى كه بيش از او، اين ذكر را بگويد.

از طرف زيادتى ، اين ذكر را حدى نيست . ((ابن قداح )) از امام صادق روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: چيزى نيست ، مگر اينكه آن را حدى است ، نماز را خدا واجب كرده و حد آن به پاداشتن همان مقدارپنچگانه - است روزه واجب ، حدش ، روزه داشتن ماه مبارك رمضان است ، حج ، حدش ، حج گزاردن - در ايام ويژه - است . اما ذكر را، حدى نيست و خداوند به كم آن راضى نيست و نهايتى را هم برايش ننهاده است.

حضرت ، آن گاه ، اين آيه را خواند: اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خدا را ياد كنيد، يادى بسيار و صبح و شام او را به پاكى بستاييد.

و فرمود: پدرم ، بسيار ذكر مى گفت ، با او راه مى رفتم ، او ذكر گو بود. با او مى خوردم ، او ذكر گو بود. اگر مردم با او سخن مى گفتند، آن ، بازدارنده از ذكر گويى پدرم نبود. مى ديدم زبانش به سقف دهانش مى خورد و مدام (( لا اله الا الله )) مى گفت . پدرم ما را جمع مى كرد، هر كس قرآن مى خواند، غير از آن از او چيزى طلب نمى كرد، اما آن كس را كه به خواندن قران مشغول نبود، امر مى كرد كه ذكر بگويد.

خانه اى كه در آن قران خوانده شود، و ذكر الهى گفته شود، بركتش زياد مى شود و ملايكه نزد اهل خانه مى آيند و شياطين آنها را ترك مى كنند. آن خانه براى اهل آسمان مى درخشد، همانگونه كه ستارگان براى انسانها مى درخشند.

اما آن خانه اى كه در آن ، نه تلاوت قرآن مى شود و نه خدا ياد مى گردد، بركت اهل خانه كم مى شود و ملايكه آنها را ترك مى كنند و شياطين به نزد آنها مى شتابند.

حضرت فرمود: مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و پرسيد: بهترين اهل مسجد كيست ، فرمود: آن كس كه ((ذكرش)) بيشتر باشد.

زينها از غفلت از معنا و مفهوم اين روايت شريف ! بلكه آن را - هميشه وجهه همت و تلاش خود قرار بده و قبله راهت كن ! و خوردن و آشاميدن و ديگر فعاليتهاى ضرورى دنيايى را، مانعى براى ذكر گويى تو نباشد! وابستگانت را - نيز - به آن امر كن ! بخصوص كسانى را كه خواندن نمى توانند.

اين گونه باش ، تا بر سعادت دو جهان ، دست يابى ! و اميد كه آخرين كلامت در دنيا، ذكر (( لا اله الا الله )) باشد و به واسطه آن ، توفيق ورود به بهشت يابى.

در خبر مستفيض است : هر كس ، آخرين سخنش لا اله الا الله باشد، وارد بهشت مى شود.

يعنى آن كه سخنش را در اين دنيا با كلمه طيبه توحيد ختم كند، داخل بهشت مى شود. البته اين احتمال به ذهن مى رسد كه مقصود روايت ، اين باشد كه : آن كه در دنيا ختم سخنش در هر مجلس ، آن كلمه طيبه است وارد بهشت مى شود.

هر كدام از اين دو معنا باشد، شايسته نيست كه از آن - در هر حالتى - غفلت شود.

ديگر از اذكار مهم ، تسبيحات اربعه مسمى به باقيات صالحات است.

از ((ضريس )) روايت شده است :

حضرت امام باقر عليه السلام به نقل از پدرانش فرمود:

حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله گذرش بر مردى كه درختى در باغش مى كاشت ، افتاد. رو به او فرمود: ايا راهنمايت باشم در مورد كاشتنى اى كه ريشه اش استوارتر و ثمردهى اش زودتر و ميوه هايش گواراتر و انفاقش پايداتر است ، آن مرد گفت : آرى ، پدر و مادرم فداى تو! پس ‍ حضرت فرمود: صبحگاه و شامگاه بگو: (( سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اكبر. )) اگر اين ذكر را بگويى ، با هر تسبيحت براى تو ده درخت از انواع ميوه دارها، در بهشت كاشته مى شود. آن ، براى تو باقيات صالحات است.

آن مرد گفت : اى رسول خدا! تو را شاهد مى گيرم بر اينكه ، اين بستان را براى اهل صفه براى فقراى مسلمان صدقه قرار دادم در اين هنگام ، خداوند تبارك و تعالى ، اين آيه هاى قران را نازل كرد: اما آن كه (حق خدا را) داد و پروا داشت و (پاداش ) نيكوتر را تصديق كرد بزودى راه آسانى پيش پاى او خواهيم گذاشت.

بهتر اين است كه روزانه ، اين سى يا صد مرتبه خوانده شود و يا پس از هر نماز واجب ، سى مرتبه گفته شود. از معصوم عليه السلام روايت شده است : حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود :

سبحان الله و الحمدلله و لا اله الله و الله اكبر ، سرور و سالار، تمامى تسبيح هاست . هر كس ، در هر روز، سى مرتبه آن را بگويد، از آزاد كردن يك برده و از راهى كردن ده هزار اسب براى جهاد در راه خدا براى او بهتر است . او از جايش برنخيزد، مگر آنكه گناهانش ريخته باشد و عوض هر حرف از آن ، خداى تعالى ، شهرى را - در بهشت - عطايش كند.

حضرت امام باقر عليه السلام فرمود :

هر كه صد بار (( سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر )) بگويد، اسم او در دفتر صديقان نوشته (مى ) شود، كه او را ثواب فرد صديق باشد هر حرف - از آن نورى بر روى صراط است . اين كس ، در بهشت ، رفيق حضرت خضر عليه السلام خواهد بود.

از حضرت امام صادق عليه السلام روايت شده است:

روزى حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله به اصحابش فرمود: پاسخ اين سوالم را بدهيد: اگر تمامى لباسها و ظرفهاى خود را در يك جا جمع كنيد و بعضى را روى برخى ديگر نهيد، ايا معتقديد كه به آسمان خواهيد رسيد، گفتند: نه ، اى رسول خدا! حضرت فرمود: آيا راهنمايتان باشم بر چيزى كه ريشه اش در زمينى و شاخه هايش در آسمان است ، گفتند بلى اى رسول خدا !

آن گاه حضرت فرمود :

هر كدام از شما، هنگامى كه از نماز واجب فارغ شد، سى بار بگويد: سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر ، زيرا، ريشه اين - درخت - ذكر در زمين و شاخه هايش در آسمان است . اين ذكر، در آن روز، از گوينده اش خرابى - خانه - و غرق شدن و در آتش سوختن و سقوط در چاه و دريده شدن به دست درندگان و بدمردگى و بلاى آسمانى را دفع مى كند. اين ذكر، باقيات صالحات است.

*استغفار، از مهمترين ذكرهاست ، آن ، گرد آورنده خير دنيا و آخرت است

امام رضا عليه السلام به واسطه پدرانش از حضرت على عليه السلام روايت مى كند:

حضرت امير عليه السلام فرمود: با استغفار، معطر شويد! - مبادا - كه بوى گناهان ، شما را رسوا كند!

نيز از حضرت امام رضا عليه السلام روايت شده است : استغفار، روزى را زياد مى كند.

از حضرت رسول عليه السلام روايت است :

هر كه ، بسيار طلب غفران كند، خداوند راه نجات از هر اندوهى را نشانش ‍ مى دهد و گريزگاه هر سختى اى را بر او معلوم مى سازد و از جايى كه گمانش ‍ نمى رود، روزيش مى رسد.

از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است :

(وجود مبارك حضرت رسول صلى الله عليه و آله و استغفار، دو قلعه استوار براى حفظ شما از عذاب الهى است . اما ديگر آن قلعه بزرگتر و مستحكمتر نيست و فقط قلعه استغفار مانده است ، پس زياد طلب مغفرت كنيد، زيرا آن ، محو كننده گناهان است ، خداوند فرمود:

تا تو در ميان آنان هستى ، خدا بر آن نيست كه ايشان را عذاب كند و تا آنان طلب آمرزش مى كنند، خدا عذاب كننده ايشان نخواهد بود.

از حضرت امام صادق عليه السلام روايت است:

هر كس پس از نماز صبح ، هفتاد صبح ، هفتاد مرتبه طلب غفران كند، خداوند بر او مى بخشد، اگر چه در آن روز، هفتاد هزار گناه انجام دهد. و هر كه بيش از هفتاد هزار گناه در يك روز انجام دهد، خيرى در او نيست.

بدان كه براى توسعه در روزى ، شايسته است فرد مسلمان ، روزانه ، صد بار لا حول و لا قوه الا بالله گويد، زيرا از معصوم عليه السلام روايت شده است : هر كه ، روزانه صد بار لا حول و لا قوه الا بالله گويد، هيچ گاه او را فقرى نمى رسد.

*از آن كلمات چهارگانه - كه خواهم گفت - غافل مباش ! از امام صادق عليه السلام وارد شده است:

در تعجبم از فردى كه چهار ناراحتى و اندوه را دارد، ولى به اين چهار تدبيرپناه نمى برد:

 اول - حيرانم از كسى كه مى ترسد، ولى به گفتن اين قول خداوند حسبنا الله و نعم پناه نمى برد، زيرا خودم از خداوند عزوجل شنيدم كه پس از آن مى گويد: پس ، با نعمت و بخششى از جانب خدا (از ميدان نبرد بازگشتند در حالى كه هيچ آسيبى به آنان نرسيده بود.

- دوم - حيرانم از كسى كه محزون است ، ولى به گفتن اين قول خداوند لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين پناه نمى برد، زيرا خودم از خداوند عزوجل شنيدم كه پس از آن مى گويد:

پس (دعاى ) او را بر آورده كرديم و او را از اندوه رهانيديم و مؤ منان را (نيز) چنين نجات مى دهيم .

-سوم - حيرانم از كسى كه در دام خدعه و نيرنگ گرفتار آمده ، ولى به گفتن اين قول خداوند افوض امرى الى الله ، ان الله بصير بالعباد پناه نمى برد، زيرا، خودم از خداوند عزوجل شنيدم كه پس از آن مى گويد: پس ‍ خدا او را از عواقب سوء آنچه نيرنگ مى كردند، حمايت فرمود :

- چهارم - حيرانم از كسى كه خواهان دنيا و زينتهاى آن است ، ولى به گفتن اين قول خداوند ماشاء الله و لا قوه الا بالله پناه نمى برد، زيرا خودم از خداوند عزوجل شنيدم كه پس از آن مى گويد:.. اگر مرا از حيث مال و فرزند كمتر از خود مى بينى اميد است كه پروردگارم ، بهتر از باغ تو به من عطا فرمايد...

(آن گاه امام افزودعسى در اينجا موجبه است . (يعنى پروردگارم بيقين اين كار را خواهد كرد

*از ذكرهاى مهم - آن طور كه در روايات فراوان آمده و ما، به خاطر ترس از زياده نويسى ، آنها را نمى آوريم ، بسم الله الرحمن الرحيم ، لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظيم است كه پس از دو نماز صبح و مغرب ، سه يا هفت يا ده يا صد مرتبه بايد گفته شود.

*از اذكارى كه شايسته نيست - به هنگام بر آمدن خورشيد و غروب - ترك شود و چه بسا، برخى از فقهاى شيعه به وجوب گفتن آن فتوا دهد ده بار خواندن ذكر لا اله الا الله وحده لا شريك له ، له الملك و له الحمد، يحيى و يميت و هو حى لا يموت ، بيده الخير و هوعلى كل شى قدير و ده بار خواندن اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين و اعوذ بالله ان يحضرون ، ان الله هو السميع العليم است.

در روايات ، امر شده است اگر آن دو ذكر ترك شده اند، قضاى آن دو گفته شود. از بزرگان شيعه ، كسى هست كه قضاى چند سال اين دو ذكر را - كه نگفته بود - به جا آورد.

اينجا، بايد اكتفا كنيم به همين مقدار از ذكرهاى زبانى ، هر كه خواهان جستجو و تتبع اذكار زبانى است ، بايد به كتابهاى دعا - كه بزرگان شيعه نوشته اند - مراجعه كند، كه در آنها براى تمامى حاجتهاى دنيوى و اخروى ، دعاى مناسبى وجود دارد.

به جانم سوگند، اگر در اين كتابها جستجو كنى و آنها را ورق زنى ، به يقين براى هر مطلبى ، دعاهاى مجربى خواهى يافت ، كه در پناه آن از رنجهاى دنيا مى رهى . بعلاوه توكيل كامل و توسل تمامى به خداوند، براى تو حاصل مى شود.

اين خود موجب مى شود كه در طول زندگى تو فرصتهاى انسان ساز - كه از جانب خدا هديه مى شود - در برابرت نهاده شود و قلبت در جهان ملكوت به پرواز آيد و تيرگيهاى دنيايى از تو دور گردد، زيرا اوست موفق و معين.

سفارش دوم 

سفارش دوم ، مداومت بر فراگيرى علوم دينى و دقت در آن علوم و تلاش ‍ در آموزش آن به اهلش و گذرانيدن عمر در نشر اخبار و آثار اهل بيت عليه السلام و نابود كردن بدعتها و ارشاد مردم است ، كه اگر شرايط آن حاصل شود، مطلبى مهمتر از آن نيست.

از حضرت على عليه السلام روايت شده است :

هر كه از شيعه ما دانا به شريعت ما باشد و ضعيفان از شيعه را، از ظلمت جهل ، خارج و به نورانيت علمى كه ما آن را عطا كرده ايم ، داخل كند، در روز قيامت ، با تاجى از نور - كه بر تمامى توقفگاههاى آن روز،، نور مى افشاند - و با پوششى از جواهر - كه تمامى دنيا با نخى از آن برابرى نمى كند - وارد مى شود. در اين هنگام نداگرى ، ندا در دهد: اين دانايى از بعضى شاگردان دانايان آل محمد صلى الله عليه و آله است ، بدانيد هر كه بر دست او، در دنيا از جهل رها شده است ، الان دست به دامن او گردد، تا از تاريكيهاى اين مواقف گذر كند و به بهشت پاك در آيد !

در اين هنگام هر كه را او، در دنيا مطالب نيكويى ياد داده يا قفل جهلى از قلبش گشوده ، يا شبهه اى را از او دور ساخته - همراه او از آن تاريكيهاخارج مى شود.

اين نمونه اى بود از احاديث بسيارى كه در اين باره وارد شده است . اما اين كار - آموزش و ارشاد - بايد با احتياط تمام در نقل و فتوا، همراه باشد، كه فتوا دهنده ، بر لب جهنم است . و - بايد بدانيد - پرهيز از شبهات ، بهتر از ورود به مهلكه هاست.

آخرين نصيحت 

اما آخرين سفارشم اين است كه من و استادانم را، از دعاى نيك خود بويژه در زمانهاى شريف و گاه احتمال پذيرفته شدن دعا، فراموش نكند.

او را، به خداى بلند مرتبه و بزرگ قسم مى دهم كه در اين باره كوتاهى نكند، بلكه در خلوتهايش - با خدا - و پس از هر نماز و وقت اجابت ، بويژه پس از مرگم ، مرا ياد كند، زيرا، بعد از فوت ، مرده را عمل و كار - صالح - نيست و او را جز دعا و هداياى دوستان نفع رسانى نيست . پس ، آنچه از او - ادام الله تاييده - اميد مى رود، اهتمام و تلاش در اين باره است ، اميد كه خداوند از خطاها و گناهان من بگذرد و بر اثر قبول دعاى او، آن را تبديل به حسنه ها كند. اين همه علاوه بر اجر و طلب رحمت فرشتگان براى او و قبولى حتمى دعاى وى است.

كلينى ، از على بن ابراهيم ، از پدرش - ابراهيم بن هاشم - روايت كرده است كه او گفت : من ، عبدالله بن جندب را در موقف {عرفات } در حالتى نيكو ديدم كه بهتر از آن متصور نيست ، دستهايش به سوى آسمان بلند بود و پايين نمى آورد، اشكهايش پيوسته برگونه اش مى لغزيد و بر زمين مى چكيد.وقتى مردم آنجا را ترك كردند، به او گفتم : اى ابو محمد! نديدم تو را در حالتى بهتر از اين حالت ! چه مى خواستى ؟ گفت : به خدا قسم كه دعا نمى كردم جز براى برادران دينى ام و سبب آن ، اين است كه امام كاظم عليه السلام مرا فرمود: هر كه براى برادر دينى اش در نبود او، دعا كند، از عرش ندا داده مى شود، براى تو صد هزار برابر آن ! و مرا خوش نيامد كه آن صد هزار برابر را به خاطر يكى اى - كه نمى دانم آيا پذيرفته مى شود يا نه رها كنم.

در اين باره ، اخبار زياد است ، اما آنچه از او - دام توفيقه - توقع مى رود اين است كه اين خبرها را مطمح خود قرار دهد و مرا و اساتيدم را و بويژه پدرم و جدم - قدس الله روحهما - را در خلوتهاى ارزشمندش - با خدا - فراموش نكند و ما را در دعاهاى پذيرفته شده اش داخل كند.

خداوند توفيق دهنده است و بس. 

دستور العملى از مير محمد حسين خاتون آبادى

...اما سفارشهايى كه استادان عادت دارند { اجازه }هاى خود - به شاگردانشان - را با آن به پايان رسانند، از شاگرد بر عمل به آن ، تعهد گيرند، همان گونه كه خودشان ملزم شده اند برايت بر مى شمارم هر چند آن دانشمند سر آمد، بالاتر از آن است كه مثل من ، او را پند دهد :

نخستين سفارش 

نخستين آن سفارشها، هماره پرواى الهى داشتن و مراقب - اوامر و نواهى الهى - در نهان و آشكار بودن و ياد خدا در تمامى زمانهاست.

مقصودم از ((ياد خدا بودن )) مشغول بودن زبان به گفتن ((ذكر)) نيست ، هر چند اين از اقسام ((ذكر الهى )) است ، بلكه نظرم به ظهور و تجلى ذكرهاى زبانى ، بر ساير اعضاى آدمى است . البته حقيقت اين مطلب ، با تدبر در اخبار اين موضوع روشن مى شود.

اينجا، دو خبر را كه كاملتر و پرفايده تر از بقيه است ، مى آورم . اولين آن ، روايتى است كه شيخ صدوق - طاب ثراه . در كتاب خصال اش نقل كرده است.

او مى گويد :

ذكر، بر هفت عضو از اعضاى انسان تقسيم شده است :

زبان ، روح ، نفس ، عقل ، معرفت ، سر، قلب . هر كدام از اينها، احتياج به پايدارى و ايستادگى دارد، ايستادگى زبان ، راستى در اقرار (گفتار) است . ايستادگى روح ، راستى در استغفار است . ايستادگى نفست راستى در اعتذار (توبه ) است . ايستادگى عقل ، در عبرت گرفتن است . ايستادگى معرفت راستى در افتخار (به دين ) است . ايستادگى سر، خوشنودى به جهان اسرار (غيب ) است . ايستادگى قلب ، راستى در يقين و شناخت خداوند جبار است.

پس ، ذكر زبان حمد و ثناى الهى است و ذكر نفس ، جهاد و تلاش است و ذكر روح ، بيم و اميد داشتن است و ذكر قلب ، صادق و يك رنگ بودن است و ذكر عقل ، تعظيم الهى و حيا و ورزيدن است . ذكر معرفت ، تسليم و رضاست . ذكر سر، بر ديدار و لقاى الهى است.

اين حديث را {ابو محمد عبدالله بن حامد} به صورت مرفوع از برخى از افراد صالح آورده است.

آن كه در اين خبر تدبر كند، حقايق غير قابل شمارش و اسرار فراوانى ، بر او ظاهر مى شود، پس تدبر كن و بصيرت بروز !

اما خبر دوم ، كه در مصباح الشريعه آمده است.

امام صادق عليه السلام فرموده : آن كسى كه بحقيقت ياد خداست ، مطبع است و آن كه از او غافل است ، عصيانگر است . اطاعت كردن ، علامت هدايت است و سركشى ، نشانه گمراهى . ريشه هدايت يا گمراهى ، در ذكر و غفلت است . دل خود را، قبله زبانت قرار ده ! آن را به سخن وامدار، مگر آنچه قلبت گويد و عقلت موافق باشد و ايمانت رضايت دهد، كه خداوند، دانا به نهان و آشكار توست.

مانند محتضر، يا فرد ايستاده در حسابگاه بزرگ {عرض اكبر} باش ! و به جز اجراى اوامر الهى و دورى از نواهى او و توجه به وعد و وعيدهايش ، مشغول مباش ! و از آنچه به كار آخرت نمى آيد و به اجراى آن مكلف نيستى دورى كن ! قلبت را با آن اندوه بشوى ! {خدا را ياد كردن } بايد به خاطر اين باشد كه او تو را ياد كرده است .  او، تو را ياد مى كند، با اينكه از تو بى نياز است ، و به ياد تو بودنش ، بزرگتر و مرغوبتر و ستوده تر و پيشتر از به ياد او بودن از جانب توست . اينكه بدانى ، او به ياد توست ، خضوع ، حيا و خرد ديدن خودت را، برايت به ارمغان مى آورد، در نتيجه ، كرم و فضل قديم او را درك مى كنى و عبادتهايت را - هر چند زياد باشد - در كنار نعمتهايش ناچيز مى شمارى و به آن توجه نخواهى داشت . اين ، خلوص در عبادت مى آورد.

اما اگرعبادتهايت را به حساب آورى ، و به آن غره شوى ، جز ريا و عجب و حماقت و درشتخويى و فراموشى فضل و كرمش ، برايت نخواهد ماند. با اين پندار بى پايه ، زياد نمى شود مگر دورى از خدا، و به دست نمى آيد از گذشت عمر تلف شده ، جز وحشت.

ذكر دو قسم است : ذكر خالص - با هماهنگى و موافقت دل - و ديگر، ذكر صادق - با نفى ياد غير او.

حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: خداوندا! ما را توانايى احصاى حمد و ثناى تو نيست ، تو آنچنانى كه خود، حمد و ثناى خويش ‍ كرده اى.

در اين فرمايش گهربارحضرت رسول صلى الله عليه و آله براى ذكر گويى اش - و خدا را ستايش كردن - به آگاهى اش بر اين حقيقت كه خداوند قبل از او، خود را ستوده ، ارزش و مقدارى قائل نيست ، حال كه رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين فرموده ، ديگران به طريق اولى بايد، چنين باشند و چنين بينديشند. پس آن كه مى خواهد خدا را ياد كند، بايد بداند اگر خداوند توفيق {ياد خدا بودن} را به بنده اى ندهد، هرگز ((ياد خدا بودن )) از بنده سر نزند.

در اين حديث نيز تامل كن و از آن و از حديث اول غافل مباش ! اين دو حديث بايد همواره در يادت باشد، زيرا آن دو، دو درياى پر از جواهر اسرارند.

اما ذكرهاى زبانى ، بعضى از مهمترين و كاملترين آن عبادت است

*مداومت بر كلمه توحيد ( لا اله الا الله ).

از ((اصبغ بن نباته )) روايت شده است :

با حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام بودم . گذرمان به گورستان افتاد. حضرت در آنجا فرمود :

السلام على اهل لا اله الا الله ! من اهل لا اله الا الله . كيف وجدتم كلمه لا اله الا الله ؟ يا لا الله الا الله ؟ بحق لا اله الا الله ، اغفر لمن قال لا اله الا الله و احشرنا فى زمره من قال لا اله الا الله !

پس از آن فرمود: از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى گفت : هر وقت كسى به گورستان آيد و اين ذكر را بگويد، گناه پنجاه سال بر او بخشوده مى شود. به حضرت رسول صلى الله عليه و آله عرض شد: اگر كسى پنجاه سال گناه نداشت ، حضرت فرمود: گناهان پدر، مادر، برادران يا مسلمانان ديگر بخشود مى شود.

كمترين مقدار ذكر (( لا اله الا الله )) صد مرتبه در روز است . از حضرت امام صادق عليه السلام روايت شده است.

هر كس در هر روز صد بار (( لا اله الا الله )) بگويد، برترين مردم در آن روز است ، مگر فردى كه بيش از او، اين ذكر را بگويد.

از طرف زيادتى ، اين ذكر را حدى نيست . ((ابن قداح )) از امام صادق روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: چيزى نيست ، مگر اينكه آن را حدى است ، نماز را خدا واجب كرده و حد آن به پاداشتن همان مقدارپنچگانه - است روزه واجب ، حدش ، روزه داشتن ماه مبارك رمضان است ، حج ، حدش ، حج گزاردن - در ايام ويژه - است . اما ذكر را، حدى نيست و خداوند به كم آن راضى نيست و نهايتى را هم برايش ننهاده است.

حضرت ، آن گاه ، اين آيه را خواند: اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خدا را ياد كنيد، يادى بسيار و صبح و شام او را به پاكى بستاييد.

و فرمود: پدرم ، بسيار ذكر مى گفت ، با او راه مى رفتم ، او ذكر گو بود. با او مى خوردم ، او ذكر گو بود. اگر مردم با او سخن مى گفتند، آن ، بازدارنده از ذكر گويى پدرم نبود. مى ديدم زبانش به سقف دهانش مى خورد و مدام (( لا اله الا الله )) مى گفت . پدرم ما را جمع مى كرد، هر كس قرآن مى خواند، غير از آن از او چيزى طلب نمى كرد، اما آن كس را كه به خواندن قران مشغول نبود، امر مى كرد كه ذكر بگويد.

خانه اى كه در آن قران خوانده شود، و ذكر الهى گفته شود، بركتش زياد مى شود و ملايكه نزد اهل خانه مى آيند و شياطين آنها را ترك مى كنند. آن خانه براى اهل آسمان مى درخشد، همانگونه كه ستارگان براى انسانها مى درخشند.

اما آن خانه اى كه در آن ، نه تلاوت قرآن مى شود و نه خدا ياد مى گردد، بركت اهل خانه كم مى شود و ملايكه آنها را ترك مى كنند و شياطين به نزد آنها مى شتابند.

حضرت فرمود: مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و پرسيد: بهترين اهل مسجد كيست ، فرمود: آن كس كه ((ذكرش)) بيشتر باشد.

زينها از غفلت از معنا و مفهوم اين روايت شريف ! بلكه آن را - هميشه وجهه همت و تلاش خود قرار بده و قبله راهت كن ! و خوردن و آشاميدن و ديگر فعاليتهاى ضرورى دنيايى را، مانعى براى ذكر گويى تو نباشد! وابستگانت را - نيز - به آن امر كن ! بخصوص كسانى را كه خواندن نمى توانند.

اين گونه باش ، تا بر سعادت دو جهان ، دست يابى ! و اميد كه آخرين كلامت در دنيا، ذكر (( لا اله الا الله )) باشد و به واسطه آن ، توفيق ورود به بهشت يابى.

در خبر مستفيض است : هر كس ، آخرين سخنش لا اله الا الله باشد، وارد بهشت مى شود.

يعنى آن كه سخنش را در اين دنيا با كلمه طيبه توحيد ختم كند، داخل بهشت مى شود. البته اين احتمال به ذهن مى رسد كه مقصود روايت ، اين باشد كه : آن كه در دنيا ختم سخنش در هر مجلس ، آن كلمه طيبه است وارد بهشت مى شود.

هر كدام از اين دو معنا باشد، شايسته نيست كه از آن - در هر حالتى - غفلت شود.

ديگر از اذكار مهم ، تسبيحات اربعه مسمى به باقيات صالحات است.

از ((ضريس )) روايت شده است :

حضرت امام باقر عليه السلام به نقل از پدرانش فرمود:

حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله گذرش بر مردى كه درختى در باغش مى كاشت ، افتاد. رو به او فرمود: ايا راهنمايت باشم در مورد كاشتنى اى كه ريشه اش استوارتر و ثمردهى اش زودتر و ميوه هايش گواراتر و انفاقش پايداتر است ، آن مرد گفت : آرى ، پدر و مادرم فداى تو! پس ‍ حضرت فرمود: صبحگاه و شامگاه بگو: (( سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اكبر. )) اگر اين ذكر را بگويى ، با هر تسبيحت براى تو ده درخت از انواع ميوه دارها، در بهشت كاشته مى شود. آن ، براى تو باقيات صالحات است.

آن مرد گفت : اى رسول خدا! تو را شاهد مى گيرم بر اينكه ، اين بستان را براى اهل صفه براى فقراى مسلمان صدقه قرار دادم در اين هنگام ، خداوند تبارك و تعالى ، اين آيه هاى قران را نازل كرد: اما آن كه (حق خدا را) داد و پروا داشت و (پاداش ) نيكوتر را تصديق كرد بزودى راه آسانى پيش پاى او خواهيم گذاشت.

بهتر اين است كه روزانه ، اين سى يا صد مرتبه خوانده شود و يا پس از هر نماز واجب ، سى مرتبه گفته شود. از معصوم عليه السلام روايت شده است : حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود :

سبحان الله و الحمدلله و لا اله الله و الله اكبر ، سرور و سالار، تمامى تسبيح هاست . هر كس ، در هر روز، سى مرتبه آن را بگويد، از آزاد كردن يك برده و از راهى كردن ده هزار اسب براى جهاد در راه خدا براى او بهتر است . او از جايش برنخيزد، مگر آنكه گناهانش ريخته باشد و عوض هر حرف از آن ، خداى تعالى ، شهرى را - در بهشت - عطايش كند.

حضرت امام باقر عليه السلام فرمود :

هر كه صد بار (( سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر )) بگويد، اسم او در دفتر صديقان نوشته (مى ) شود، كه او را ثواب فرد صديق باشد هر حرف - از آن نورى بر روى صراط است . اين كس ، در بهشت ، رفيق حضرت خضر عليه السلام خواهد بود.

از حضرت امام صادق عليه السلام روايت شده است:

روزى حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله به اصحابش فرمود: پاسخ اين سوالم را بدهيد: اگر تمامى لباسها و ظرفهاى خود را در يك جا جمع كنيد و بعضى را روى برخى ديگر نهيد، ايا معتقديد كه به آسمان خواهيد رسيد، گفتند: نه ، اى رسول خدا! حضرت فرمود: آيا راهنمايتان باشم بر چيزى كه ريشه اش در زمينى و شاخه هايش در آسمان است ، گفتند بلى اى رسول خدا !

آن گاه حضرت فرمود :

هر كدام از شما، هنگامى كه از نماز واجب فارغ شد، سى بار بگويد: سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر ، زيرا، ريشه اين - درخت - ذكر در زمين و شاخه هايش در آسمان است . اين ذكر، در آن روز، از گوينده اش خرابى - خانه - و غرق شدن و در آتش سوختن و سقوط در چاه و دريده شدن به دست درندگان و بدمردگى و بلاى آسمانى را دفع مى كند. اين ذكر، باقيات صالحات است.

*استغفار، از مهمترين ذكرهاست ، آن ، گرد آورنده خير دنيا و آخرت است

امام رضا عليه السلام به واسطه پدرانش از حضرت على عليه السلام روايت مى كند:

حضرت امير عليه السلام فرمود: با استغفار، معطر شويد! - مبادا - كه بوى گناهان ، شما را رسوا كند!

نيز از حضرت امام رضا عليه السلام روايت شده است : استغفار، روزى را زياد مى كند.

از حضرت رسول عليه السلام روايت است :

هر كه ، بسيار طلب غفران كند، خداوند راه نجات از هر اندوهى را نشانش ‍ مى دهد و گريزگاه هر سختى اى را بر او معلوم مى سازد و از جايى كه گمانش ‍ نمى رود، روزيش مى رسد.

از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است :

(وجود مبارك حضرت رسول صلى الله عليه و آله و استغفار، دو قلعه استوار براى حفظ شما از عذاب الهى است . اما ديگر آن قلعه بزرگتر و مستحكمتر نيست و فقط قلعه استغفار مانده است ، پس زياد طلب مغفرت كنيد، زيرا آن ، محو كننده گناهان است ، خداوند فرمود:

تا تو در ميان آنان هستى ، خدا بر آن نيست كه ايشان را عذاب كند و تا آنان طلب آمرزش مى كنند، خدا عذاب كننده ايشان نخواهد بود.

از حضرت امام صادق عليه السلام روايت است:

هر كس پس از نماز صبح ، هفتاد صبح ، هفتاد مرتبه طلب غفران كند، خداوند بر او مى بخشد، اگر چه در آن روز، هفتاد هزار گناه انجام دهد. و هر كه بيش از هفتاد هزار گناه در يك روز انجام دهد، خيرى در او نيست.

بدان كه براى توسعه در روزى ، شايسته است فرد مسلمان ، روزانه ، صد بار لا حول و لا قوه الا بالله گويد، زيرا از معصوم عليه السلام روايت شده است : هر كه ، روزانه صد بار لا حول و لا قوه الا بالله گويد، هيچ گاه او را فقرى نمى رسد.

*از آن كلمات چهارگانه - كه خواهم گفت - غافل مباش ! از امام صادق عليه السلام وارد شده است:

در تعجبم از فردى كه چهار ناراحتى و اندوه را دارد، ولى به اين چهار تدبيرپناه نمى برد:

 اول - حيرانم از كسى كه مى ترسد، ولى به گفتن اين قول خداوند حسبنا الله و نعم پناه نمى برد، زيرا خودم از خداوند عزوجل شنيدم كه پس از آن مى گويد: پس ، با نعمت و بخششى از جانب خدا (از ميدان نبرد بازگشتند در حالى كه هيچ آسيبى به آنان نرسيده بود.

- دوم - حيرانم از كسى كه محزون است ، ولى به گفتن اين قول خداوند لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين پناه نمى برد، زيرا خودم از خداوند عزوجل شنيدم كه پس از آن مى گويد:

پس (دعاى ) او را بر آورده كرديم و او را از اندوه رهانيديم و مؤ منان را (نيز) چنين نجات مى دهيم .

-سوم - حيرانم از كسى كه در دام خدعه و نيرنگ گرفتار آمده ، ولى به گفتن اين قول خداوند افوض امرى الى الله ، ان الله بصير بالعباد پناه نمى برد، زيرا، خودم از خداوند عزوجل شنيدم كه پس از آن مى گويد: پس ‍ خدا او را از عواقب سوء آنچه نيرنگ مى كردند، حمايت فرمود :

- چهارم - حيرانم از كسى كه خواهان دنيا و زينتهاى آن است ، ولى به گفتن اين قول خداوند ماشاء الله و لا قوه الا بالله پناه نمى برد، زيرا خودم از خداوند عزوجل شنيدم كه پس از آن مى گويد:.. اگر مرا از حيث مال و فرزند كمتر از خود مى بينى اميد است كه پروردگارم ، بهتر از باغ تو به من عطا فرمايد...

(آن گاه امام افزودعسى در اينجا موجبه است . (يعنى پروردگارم بيقين اين كار را خواهد كرد

*از ذكرهاى مهم - آن طور كه در روايات فراوان آمده و ما، به خاطر ترس از زياده نويسى ، آنها را نمى آوريم ، بسم الله الرحمن الرحيم ، لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظيم است كه پس از دو نماز صبح و مغرب ، سه يا هفت يا ده يا صد مرتبه بايد گفته شود.

*از اذكارى كه شايسته نيست - به هنگام بر آمدن خورشيد و غروب - ترك شود و چه بسا، برخى از فقهاى شيعه به وجوب گفتن آن فتوا دهد ده بار خواندن ذكر لا اله الا الله وحده لا شريك له ، له الملك و له الحمد، يحيى و يميت و هو حى لا يموت ، بيده الخير و هوعلى كل شى قدير و ده بار خواندن اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين و اعوذ بالله ان يحضرون ، ان الله هو السميع العليم است.

در روايات ، امر شده است اگر آن دو ذكر ترك شده اند، قضاى آن دو گفته شود. از بزرگان شيعه ، كسى هست كه قضاى چند سال اين دو ذكر را - كه نگفته بود - به جا آورد.

اينجا، بايد اكتفا كنيم به همين مقدار از ذكرهاى زبانى ، هر كه خواهان جستجو و تتبع اذكار زبانى است ، بايد به كتابهاى دعا - كه بزرگان شيعه نوشته اند - مراجعه كند، كه در آنها براى تمامى حاجتهاى دنيوى و اخروى ، دعاى مناسبى وجود دارد.

به جانم سوگند، اگر در اين كتابها جستجو كنى و آنها را ورق زنى ، به يقين براى هر مطلبى ، دعاهاى مجربى خواهى يافت ، كه در پناه آن از رنجهاى دنيا مى رهى . بعلاوه توكيل كامل و توسل تمامى به خداوند، براى تو حاصل مى شود.

اين خود موجب مى شود كه در طول زندگى تو فرصتهاى انسان ساز - كه از جانب خدا هديه مى شود - در برابرت نهاده شود و قلبت در جهان ملكوت به پرواز آيد و تيرگيهاى دنيايى از تو دور گردد، زيرا اوست موفق و معين.

سفارش دوم 

سفارش دوم ، مداومت بر فراگيرى علوم دينى و دقت در آن علوم و تلاش ‍ در آموزش آن به اهلش و گذرانيدن عمر در نشر اخبار و آثار اهل بيت عليه السلام و نابود كردن بدعتها و ارشاد مردم است ، كه اگر شرايط آن حاصل شود، مطلبى مهمتر از آن نيست.

از حضرت على عليه السلام روايت شده است :

هر كه از شيعه ما دانا به شريعت ما باشد و ضعيفان از شيعه را، از ظلمت جهل ، خارج و به نورانيت علمى كه ما آن را عطا كرده ايم ، داخل كند، در روز قيامت ، با تاجى از نور - كه بر تمامى توقفگاههاى آن روز،، نور مى افشاند - و با پوششى از جواهر - كه تمامى دنيا با نخى از آن برابرى نمى كند - وارد مى شود. در اين هنگام نداگرى ، ندا در دهد: اين دانايى از بعضى شاگردان دانايان آل محمد صلى الله عليه و آله است ، بدانيد هر كه بر دست او، در دنيا از جهل رها شده است ، الان دست به دامن او گردد، تا از تاريكيهاى اين مواقف گذر كند و به بهشت پاك در آيد !

در اين هنگام هر كه را او، در دنيا مطالب نيكويى ياد داده يا قفل جهلى از قلبش گشوده ، يا شبهه اى را از او دور ساخته - همراه او از آن تاريكيهاخارج مى شود.

اين نمونه اى بود از احاديث بسيارى كه در اين باره وارد شده است . اما اين كار - آموزش و ارشاد - بايد با احتياط تمام در نقل و فتوا، همراه باشد، كه فتوا دهنده ، بر لب جهنم است . و - بايد بدانيد - پرهيز از شبهات ، بهتر از ورود به مهلكه هاست.

آخرين نصيحت 

اما آخرين سفارشم اين است كه من و استادانم را، از دعاى نيك خود بويژه در زمانهاى شريف و گاه احتمال پذيرفته شدن دعا، فراموش نكند.

او را، به خداى بلند مرتبه و بزرگ قسم مى دهم كه در اين باره كوتاهى نكند، بلكه در خلوتهايش - با خدا - و پس از هر نماز و وقت اجابت ، بويژه پس از مرگم ، مرا ياد كند، زيرا، بعد از فوت ، مرده را عمل و كار - صالح - نيست و او را جز دعا و هداياى دوستان نفع رسانى نيست . پس ، آنچه از او - ادام الله تاييده - اميد مى رود، اهتمام و تلاش در اين باره است ، اميد كه خداوند از خطاها و گناهان من بگذرد و بر اثر قبول دعاى او، آن را تبديل به حسنه ها كند. اين همه علاوه بر اجر و طلب رحمت فرشتگان براى او و قبولى حتمى دعاى وى است.

كلينى ، از على بن ابراهيم ، از پدرش - ابراهيم بن هاشم - روايت كرده است كه او گفت : من ، عبدالله بن جندب را در موقف {عرفات } در حالتى نيكو ديدم كه بهتر از آن متصور نيست ، دستهايش به سوى آسمان بلند بود و پايين نمى آورد، اشكهايش پيوسته برگونه اش مى لغزيد و بر زمين مى چكيد.وقتى مردم آنجا را ترك كردند، به او گفتم : اى ابو محمد! نديدم تو را در حالتى بهتر از اين حالت ! چه مى خواستى ؟ گفت : به خدا قسم كه دعا نمى كردم جز براى برادران دينى ام و سبب آن ، اين است كه امام كاظم عليه السلام مرا فرمود: هر كه براى برادر دينى اش در نبود او، دعا كند، از عرش ندا داده مى شود، براى تو صد هزار برابر آن ! و مرا خوش نيامد كه آن صد هزار برابر را به خاطر يكى اى - كه نمى دانم آيا پذيرفته مى شود يا نه رها كنم.

در اين باره ، اخبار زياد است ، اما آنچه از او - دام توفيقه - توقع مى رود اين است كه اين خبرها را مطمح خود قرار دهد و مرا و اساتيدم را و بويژه پدرم و جدم - قدس الله روحهما - را در خلوتهاى ارزشمندش - با خدا - فراموش نكند و ما را در دعاهاى پذيرفته شده اش داخل كند.

خداوند توفيق دهنده است و بس.

درمحضر عارفان، واصف بادکوبه ای

نظر ها
افزودن جدید جستجو
+/-
نظرات
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
 
 

انتظار

*رشته حوادث قبل از ظهور درمنطقه

برگرفته از کتاب عصر ظهور احادیث ما بیانگر آن است که ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) پس از یک رشته حوادث مقدمات منظقه ای و بین... ادامه مطلب...
*عهد دل

   از حضرت صادق (ع) نقل شده، هر کس چهل صبح دعای عهد را بخواند از یاوران قائم (ع) خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خدای... ادامه مطلب...
*نوشته خواندني حجت‌الاسلام و المسلمين صديقي:سلام بر بهار جانها...

  نوشته خواندني حجت‌الاسلام و المسلمين صديقي به‌مناسبت فرا رسيدن بهار؛   سلام بر بهار جان‌ها و نشاط دل‌ها/ پيام بهار براي... ادامه مطلب...
*ابعاد انتظار / آمادگی در عمل

د - آمادگى در عملدر مرحله ى عمل ، به دو عامل ديگر نياز است . دو عملى كه در روش ‍ تربيتى انبيا در قرآن از آن سخن به ميان رفته است :... ادامه مطلب...
*ابعاد انتظار / طرح و برنامه ریزی

ج - طرح و برنامه ريزىمنتظر بايد طرح و نقشه داشته باشد و با توجه به طرح و نقشه ى سازندگى ، خود دنبال مصالح و لوازمى باشد كه قبلا... ادامه مطلب...
*ابعاد انتظار / آمادگی روحی

ب - آمادگى روحىمنتظر بايد در زمينه ى روحى نيز آمادگى بالايى داشته باشد تا در برابر حوادث و مصيبت ها از كوره در نرود و بتواند بار... ادامه مطلب...
*ابعاد انتظار / آمادگی فکری

ابعاد انتظارآن كس كه در انتظار است ، آماده مى شود تا نقطه ضعف هاى خودش ‍ را پر كند و مانع ها را بشناسد و نقطه ى ضعف هايش را بيابد... ادامه مطلب...
*شیطان در آخرالزمان،هر چه تیر دارد رها خواهد کرد

رسول اکرم صل الله علیه وآله ، دوره ای را که بشریت با آن در آینده مواجه خواهد شد را بر سه دوره تقسیم کرده اند. (بالاخص جامعه... ادامه مطلب...
*ظهور، آغاز تاريخ‌ (مقام معظم رهبری)

ظهور، آغاز تاريخ‌ ‌من، بارها اين‌را گفته‌ام. بعضي‌خيال‌مي‌كنند، حضرت‌كه‌آمدند، آخر دنيا است! نه، تازه‌شروع‌دنيا و... ادامه مطلب...
*فتنۀ شدیدتر از دجال روایتی از امام رضا علیه السلام

در كتاب وسائل‌الشیعة كه توسط شیخ حرّ عاملی گردآوری شده و از زمان تأليف تاكنون مدار تحقيق و استنباط فقها در احكام شرعی بوده،... ادامه مطلب...
*زمان ظهور حضرت فرزندان قاتلان امام حسین را خواهد کشت!

عبد السلام بن صالح هروی گوید: به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم : نظرتان دربارۀ این حدیث که از امام صادق علیه السلام روایت شده... ادامه مطلب...
*بیانات آیت الله وحید خراسانی با دانشجویان مشهد مقدس

     در این دیدار معظم له ضمن بیان شباهت امام زمان علیه السلام خَلقاً وخُلقاً به رسول خدا صلی الله علیه و آله و منزلت و مقام... ادامه مطلب...
*دو روایت زیبا از آخرالزمان

  در روایات بسیاری خبر از امتحان های بزرگ و فتنه های عظیم در آخرالزمان آمده است ، که به بعضی از آنها اشاره و پیامد و آمادگی در... ادامه مطلب...
*فرج حضرت بقیة الله، روحی له الفداء، خیلی نزدیک است

  روایتی نقل شده که مفصل است . این روایت را ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه (جلد دوم، صفحه 184) نقل کرده است . می فرماید که: یک روز... ادامه مطلب...
*بیانات مهم آیت الله وحید خراسانی درباره عصر غیبت حضرت ولی عصر(عج)

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضبین واللعن علی... ادامه مطلب...
*چرا او قائم آل محمد (علیهم السلام ) نامیده شد؟!

ابو حمزه ثمالی می گوید: از امام محمد باقر علیه السلام پرسیدم : ای فرزند رسول خدا! مگر شما ائمه، همه قائم به حق نیستید؟ فرمود: بلی!... ادامه مطلب...
*مهدی چه کسی است؟!

جابرجعفی می گوید: من خدمت امام محمد باقر علیه السلام بودم که مردی به حضور ایشان شرفیاب شد و عرض کرد: خداوند شما را رحمت کند ! این... ادامه مطلب...
*مرحوم دولابی و تمثیل زیبای ظهور

آن مرحوم می‌فرمایند: پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا را مرتب کنید تا من برگردم، خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا... ادامه مطلب...
*مظلومیت حضرت (امام زمان علیه السلام) پس از ظهور

مظلومیت حضرت (امام زمان علیه السلام) پس از ظهور حالات مظلومیت، تنهائی و اضطرار حضرت آن قدر طولانی و بزرگ است که حتی وقتی هنگام... ادامه مطلب...
*معصومین علیهم السلام حقیقت واحد و آئینه تمام نمای خداوند هستند

معصومین علیهم السلام حقیقت واحد و آئینه تمام نمای خداوند هستند معصومین علیهم السلام که یک نور واحد1هستند، کامل ترین مخلوق... ادامه مطلب...
 
 

دعا و نیایش

 


از اینجا دانلود کنید

 

 

مطالب و نکته های عارفانه

Previous بعدی
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
 

تصویر ویژه

یادداشت

ابصار العين،ص‏26

امام صادق عليه السلام فرمود:«رحم الله عمى العباس لقد اثر و ابلى بلاء حسنا... » خدارحمت كند عموى ما عباس را،عجب نيكو امتحان داد،ايثار كرد و حداكثر آزمايش را انجام داد.براى عموى ما عباس مقامى در نزد خداوند است كه تمام شهيدان غبطه مقام او را مى‏برند.

اوقات شرعی