سه شنبه, 29 آبان 1397
اللهم صل علي علي بن موسي الرضا المرتضي، الامام التقي النقي و حجتک علي من فوق الارض و من تحت الثري، الصديق الشهيد، صلاه کثيره تامه زاکيه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صليت علي احد من اوليائک.

حدیث روز

منوی اصلی سایت

فرم ورود به سایت

مشاهده ی سایت

برای مشاهده بهتر سایت
از مرورگر فایر فاکس استفاده نمایید.
برای دانلود فایر فاکس روی عکس
زیر کلیک کنید

شما در این صفحه هستید : صفحه اصلی
 

آخرین اخبار

 
 
پند نامه امام على به امام حسن عليهما السلام قسمت اول PDF چاپ نامه الکترونیک

 

اين پندنامه پدرى است به مرگ نزديك و به پيروزى زمانه معترف ، و زندگى از او روى گردانيد و به روزگار گردن نهاده و در سراى در گذشتگان آرميده ، نكوهشگر دنيا و فردا از آن سراى كوچنده به فرزندى آرزومند كه به آرزوها دست نخواهد يافت ، فرزندى رهسپار راه هلاك شدگان و آماج بيماريها و گروگان روزگاران و هدف مصيبتها و برده دنيا و سوداگران غرور و وامدار فنا و اسير مرگ همسوگند اندوه و همنشين غم و همنفس آفات و خاكسار شهوات و جانشين رفتگان.

اما بعد: آنچه من از پشت كردن دنيا و سركشى روزگار و روى آوردن آن جهان به خويش دانستم ، مرا از آن باز داشت كه جز از خويشتن ياد كنم ، جز به كار آن جهان پردازم ، و جز غم خويش تيمار دگرى خورم . آن گاه كه هم خويشتن ، مرا از هم دگران باز داشت و راى مرا بر اين استوار ساخت كه جز به فكر آن جهان نباشم و تكليف مرا روشن ساخت و بر آنم داشت كه كوشا دست به كارى زنم كه بيهودگى را بر آن راه نباشد و فكرت خويش صادقانه به كار برم ، ديدم كه تو پاره اى از من ، كه سراسر وجود منى ، آنسان كه اگر غمى بر دل تو فرود آيد، گويى بر دل من نشسته و اگر مرگ تو را دريابد، گويى مرا دريافته است ، پس ديدم كار تو همچون كار خود من در نظرم بزرگست و كار تو كار منست . از آن رو اين نامه را به تو مى نويسم ، به اين اميد كه - خواه من براى تو زنده مانم يا از اين جهان در گذرم - به آن رفتار كنى و به آن پشتگرم باشى.

اى فرزند گرامى ! به تو اندرز مى دهم كه از خداى بترسى و ملازم فرمان او باشى و دل به ياد او آبادان كنى و رشته پيوند او نگهدارى، كه اگر چنين كنى ميان تو با خداى ، كدام رشته از آن استوارتر! دل به پند زنده دار و با دل نبستن به دنيا بميران و به باور نيرومند ساز و به خرد بيفروز و به ياد مرگ رام كن و به پذيرفتن فنا وادار و به رنجهاى دنيا بيناساز و از صولت دهر بر حذر دار و از دگرگونيهاى گردش روزان و شبان بيم ده و داستان گذشتگان بر او فروخوان و سرگذشت پيشينيانش يادآور و بر ديار و آثارشان بگذر. پس ‍ بنگر كه چه كردند و از كجا بر شدند و به كجا فرود آمدند و در كجا جاى گزيدند. آن گاه بينى كه از دوستان جدا ماندند و به ديار تنهائى فرود آمدند. آنسان كه تو نيز پس از اندك زمان يكى از آنان خواهى بود. پس سراى بپيراى و آخرت به دنيا مفروش و آنچه ندانى مگوى و از آنچه به آن وظيفه ندارى سخن مران و راهى كه از كجى آن بيمناكى ، مپوى كه باز ايستادن از بيم سرگردانى ، بهتر كه فرو افتادن در ورطه ترس و تباهى . به نيكى فرمان ده تا از نيكان باشى ، مردمان را با دست و زبان از كار نكوهيده بازدار و بكوش تا از زشتكاران جدا باشى . در راه خداى آنسان كه سزاوار اوست ، پيكار جوى و از سرزنش مردمان باك مدار و به هيچ حال در راه حق از غرقه شدن در سختيها مينديش ، دانش دين آموز و در ناگوارها خود را به شكيبائى خوگر ساز، چه نيكو خويى است شكيبايى در راه حق!

كار خويش همه به كردگار رها كن و در هر مهمى خود را به خداى بسپار كه پناهگاهى است بس استوار و نگهبانى بس توانا و مدافعى شكست ناپذير. در دعا و خواهش از پروردگار، اخلاص ورز كه بخشش و محرومى به دست اوست . در طلب خير و عافيت از خداى ، پافشارى ورز. پند من نيك درياب و جانب آن فرو مگذار و از آن روى مگردان كه بهترين سخن آنست كه سود بخشد. بدان در دانشى كه سودى نباشد، خيرى نيست و علمى ككه به حقيقت روى ندارد و به حق راه ننمايد، در آموختن ، آن فايدتى نيست.

هان اى پسر! چون ديدم روزهاى زندگيم بالا گرفته و سستى تن فزونى يافته است ، به وصيت تو شتافتم و از آن پيشى كه مرگ تاختن آورد و زبان از گفتن سخن دل بازماند و انديشه همچون كالبد بفرسايد يا برخى از چيرگيهاى هوس و خواهشهاى نفسانى و فريبندگيهاى دنيا بر دل تو از من پيشى گيرد و تو همچون شترى رمنده و سركش رام نگردى ، پاره اى از پندهاى خويش بر تو فرو خواندم ، چه ، دل نوجوانان همانند زمينى است كه تخمى در آن نيفشانده باشند، از اين رو هر دانه در آن افكنند، پذيراى آن باشد و آن را نيك بپروراند، پس زان پيشتر كه ترا دل سخت گردد و خرد در بند شود، به تاديب تو برخاستم تا پاى استوار به عقيدتى روى آرى كه اهل تجربه ترا از طلب و آزمودن آن بى نياز ساخته اند، پس تو از رنج طلب بى نيازى و از تلاش تجربت رسته . اينك آنچه از طلب و تجربه با دشوارى فراهم آورده ايم ، رايگان در دست تست و آنچه بسا كه در نظر ما تاريك مى نمود. بر تو روشن گرديده است.

اى فرزند گرامى ! چه روزگار به درازى عمر پيشينيان بر من نگذشته است ، اما چندان در كار ايشان نگريسته ام و در اخبارشان انديشيده ام و در آثارشان سير كرده ام كه همچون يكى از آنان شده ام ، بلكه چندان بر امورشان آگاهى يافته ام كه گويى با نخستينشان تا پسينشان زيسته ام . پس در اين سير و تامل ، كردار پاكيزه را از آلوده باز شناختم ، و سود را از زيان در يافتم ، آن گاه براى تو زنده هر كار را برگزيدم و زيباى آن را جستم ، و ناشايسته آن را يكسو نهادم و هر جا پدرى مهربان را بايد تا در كار فرزند نيكو بنگرد نيكو نگريستم و مانند همه پدران مهر انديش كه به كار فرزندان همت مى گمارند، در كار تو همت گماشتم و بارى بر آن شدم تا ترا اين چنين ادب آموزم ، چه تو روى به زندگى دارى و جوانى نوخاسته اى - با دلى پاك و نهادى صافى - و قصد آن كردم كه نخست ، كتاب خداى عزوجل به تو آموزم ، و تاويل آن كتاب و شرايع اسلام و احكام و حلال و حرام آن به تو باز گويم ، و جز اين نياموزم ، اما از آن ترسيدم كه عقايد و آرا - كه مورد اختلاف و اشتباه مردم شده است - ترا نيز مشتبه سازد، پس ، با همه كراهت كه از گفتن آن داشتم ديدم كه نزد من يادآورى آن ، پسنديده تر از آنست كه ترا در حالى رها كنم كه از فرو افتادن در ورطه هلاك بر تو ايمن نباشم . اميدوارم خداى ترا در راه صواب توفيق فرمايد و به راه ميانه رهنمونى كند. اينك ترا به پيروى از اين اندرزها سفارش ‍ مى كنم.

هان اى فرزند! بدان كه بهترين چيز كه از پند من بايد فراگيرى ، پرهيزگارى در راه خداى است ، و بس كردن به آنچه بر تو واجب گردانيده است ، و فرا گرفتن آنچه نياكان نخستين تو و نيكان خاندانت بر آن بوده اند. همانا كه آنان نيز مانند تو از انديشه در كار و درستكارى خويش فروگذار نكردند و از معارف دين هر چه را در اثر تفكر و ژرف انديشى باز شناختند به كار بستند، و از فرا گرفتن هر چه بيرون از وظيفه بود خوددارى كردند.

پس اكنون اگر دل تو، به آنچه ايشان به آن عارف شده بودند، بس تكند و در جستجوى حقيقت افزون طلب باشد، بايد كه به نيروى تفكر درست و تامل و نيك آموزى در پس كسب آن برآيى ، نه كه با فرو افتادن در گرداب شبه ها و غرقه گشتن در ورطه مجادله ها. پس اگر راى تو بر اين شد، نخست از خداى مددخواه و براى كسب توفيق به او روى آور، و آشفتگيهاى ترديد زاى كه شخص را به ناباورى و شبهه در اندازد يا گمراه سازد ، رها كن . پس آن هنگام كه بيقين دانستى دل صفا يافته و فرمانبردار گشته ، و راى كمال پذيرفته و از تفرقه باز آمده ، و خاطر در اين كار جمع گرديده و فكر در نقطه مقصود تمركز يافته است ، بنگر كه در اين پندنامه كه به توضيح بر تو نوشته ام چه مى گويم . اما اگر از آنچه به دل خواهى ، فراهم نيامد و فراغ خاطر و فكر جمع ميسر نشد، هشدار كه همچون شترى كه پيش روى نبيند به سر در نيايى ، و در ورطه ظلمات كه رهايى از آن بسى دشوار است گرفتار نگردى . آن كس كه راه بروشنى نبيند و امور را در هم آميزد، در طلب دين نيست ، و در چنين حال ، درنگ بهتر تا كه رفتن.

اى فرزند ارجمند! در سخنان من نيكو بينديش ، و بدان كه خداوند مرگ ، خداوند زندگى است و آن كه مى آفريند، هم اوست كه مى ميراند، و آن كه نابود مى سازد، هم اوست كه زندگى باز مى گرداند و آن كه به بلا مى آزمايد، هم اوست كه از بلا مى رهاند. اين جهان پاى نگرفت جز به نعمتها و محرومى ها و رنجها و پاداشها و كيفرها به روز رستاخيز، و به ديگر مشيتهاى خدا كه بر آن آگاه نيستى ، پس اگر از رويدادهاى اين جهان دانستن نكته اى بر تو دشوار نمايد، از نادانى خويش دان ، كه نخستين بار كه آفريده شدى ، چيزى از اينهمه بر تو معلوم نبود، سپس بر آن آگاه گرديدى . بسا چيزها كه نمى دانستى و رايت در آن حيران بود و چشم سرگشته ، اما سرانجام به آن عارف شدى ، پس به او پناه بر و در پيشگاه او بندگى كن ، و به سوى او بگراى ، و از او بيم دار كه ترا آفريد و روزى داد و اندامت موزون ساخت.

اى فرزند! بدان كه هيچ رسول صلى الله عليه و آله از خداى خبر نداد، پس ‍ رستگارى خويش را به رهبرى او دلخوش باش.

اينكه نكته اى از اندرز به تو فرو نگذاشتم و تو چندان كه بكوشى آنسان كه من به تو بينايم ، به خويش بينا نخواهى شد.

اى فرزند! بدان كه اگر پروردگار را شريك بودى ، آن شريك رسولان خود به سوى تو مى فرستادى ، و نشانه هاى قدرت و چيرگى او مى ديدى ، و افعال و صفاتش مى شناختى ، اما پروردگار چنان كه ذات خويش را توصيف كرده است ، يكتاست و هيچ كس در ملك با او مخالفت نتواند كرد. او جاويدان است و زوال ناپذير، اول است پيش از همه كائنات ، بى آنكه او را آغاز و بدايت باشد، و آخر است پس از همه موجودات ، بى آنكه او را پايان و نهايت باشد، برتر از آن است كه احاطه دل و ديده ، ربوبيت وى را در يابد.

اكنون كه اينها دانستى ، پس ، آنسان كه چون تويى را با آن مايه اندك و ناچيزى جايگاهت و ناتوانى بسيار و نياز فراوان به پروردگار، سزد كه كنى ، در پى طاعت او باش و از كيفرش بترس و از خشمش بيم دار كه او جز به كار نيكويت فرمان نداد و جز از كردار زشت بازت نداشت.

اى فرزند! همانا كه ترا از دنيا و از حال و زوال و انتقال آن آگاه كردم و از آن جهان و از آنچه براى اهل آن در آنجا آماده شده است ، خبر دادم ، و داستانها بر تو فرو خواندم تا عبرت گيرى و به آن رفتار كنى . داستان آنان كه دنيا را چنانكه بايد بيازمودند، داستان مسافرانى است كه فروكش كردن در منزلى بى برگ و نوا را خوش نداشته باشند و بر آن شوند تا در سرزمينى پر نعمت و ناحيتى سرسبز فرود آيند، پس دشوارى راه و دورى يار و سختى سفر و ناگوارى خوراك بر خود هموار سازند تابه سراى فراخ و نشستنگاه خود در آيند، از اين رو ناسازيهاى راه را رنجى نمى شمارند و انفاق مال را در آن راه زيانى نمى بينند و چيزى را دوستر از آن ندارند كه آنان را به سر منزل نزديك سازد و راه قرار گاهشان كوتاه كند.

و مثل آنان كه به دنيا فريفته شدند، بر مثال گروهى است در منزلى پر نعمت نشسته ، كه نخواهند به وادى بى بركت و قحطى زده مقام گيرند. پس چيزى را ناخوشتر و دشوارتر از آن نمى دانند كه رامشسراى خويش رها كنند و ناگهان به آن پايگاه تهى از نعمت فرود آيند.

اى فرزند عزيز! خود را و دگران را با يك ترازو بسنج . پس ، بردگران آن پسند كه بر خود مى پسندى و چيزى را كه بر خود ناروا مى دانى ، بر دگران نيز ناروا دان ، و آنسان كه نمى خواهى بر تو ستم كنند، بر كسى ستم مكن ، و چنانكه از مردمان چشم نيكى دارى نيكى كن ، كارى را كه از ديگران زشت مى دانى ، از خود نيز زشت دان و رفتارى كه چون با ديگران كنى ، خشنود گردى ، چون با تو كنند. به آن خشنود باش . آنچه ندانى - هر چند اندك دانى - مگوى .

آنچه نمى پسندى كه درباره تو چنان گويند، درباره ديگران بر زبان مياور. بدان كه خودپسندى خلاف صوابست و آفت خرد. سختكوش باش.

و گنجورى دگران مكن و چون به حقيقت رهنمون شدى - چندان كه مى توان - در پيشگاه پروردگار فروتنى ورز. آگاه باش كه راهى در پيش دارى به مسافت دور و به سختى دشوار، و در پيمودن آن راه از كردار پسنديده و توشه اى چندان ، كه ترا سبكبار به منزل رساند، بى نياز نيستى ، پس خويشتن را گرانبار مساز كه آن ، مايه گرانى و ناسازى سرانجام تو گردد، و اگر از تنگدستان كسى يافتى به تو بازگرداند، غنيمت شمار و آن بار بر پشت او نه ، و اگر توانى بر آن بيفزاى كه بسا او را بجوئى و نيابى . اگر كسى از تو وام خواست توانگرى بودى ، غنيمت دان ،تا در روزگار تنگدستى آن وام به تو باز گرداند.

هشدار كه فرازى دشوار نورد در پيش دارى ، كه آنجا سبكبار را حال خوشتر از گرانبار، و دير جنبنده را حال زشتر از شتابنده . در نشيب آن فراز همانا كه يا به بهشت فرود آيى يا به دوزخ ، پس پيش از فرود آمدن ، با كردار پسنديده ، مايه آسايش و برگ عيش آنجا فرست و سراى ، آماده و دلنشين ساز، چه ، پس از مرگ نه مى توانى خشنودى خداى فراهم آورد، نه مى توانى به دنيا بازگشت.

آگاه باش آن كه گنجينه هاى آسمانها و زمين در دست اوست ، به تو رخصت دعا داد و اجابت آن را كفالت كرد و ترا بفرمود كه دست نياز به سوى او بردارى تا نيازت بر آورد، و از وى طلب رحمت كنى تا بر تو رحمت كند، و ميان تو با خويشت هيچ كس را حجاب نكرد و ترا به كسى وا نگذاشت تا نزد او از تو شفاعت كند، از ينت باز نداشت كه اگر بد كردى ، در توبه كوبى ، و در خشم بر تو شتاب نورزيد، و از بازگشت تو به سوى خود سرزشنت نكرد، و از آنجا كه سزاوار رسوائى بودى ، رسوات نساخت و قبول توبه بر تو سخت نگرفت ، و به سبب گناه با تو مناقشه نكرد و از رحمت خويش ‍ نوميدت نفرمود، و در توبه بر تو نيست ، بلكه توبه ات را كارى نيكو دانست ، و گناهت را يك ، و كار نيكوت را ده به شمار آورد. در توبه و باب طلب خشنودى خويش بر تو گشود. هنگامى كه او را بخوانى نداى تو مى شنود و چون با او به نهان راز گويى ، گفتگوى نهانت مى داند. نياز خود بر او عرضه مى دارى و از حال دل پرده بر مى گيرى و درد دل با او در ميان مى نهى و از غمها شكوه مى كنى و ازو غمزدايى مى طلبى و در كارها مدد مى جويى و از گنجينه هاى رحمت او، از فزونى زندگى و سلامت تن و فراخى روزى ، آن مى خواهى كه هيچ كس جز او به بخشيدن آن توانا نيست . آن گاه كليد خزانه هاى خود از آنچه طلب آن را رخصت فرموده است ، به تو سپرده ، تا هرگاه اراده كنى به نيايش درهاى نعمت او بر خويشتن بگشايى و باران احسان او پياپى بر خود ببارانى . پس مباد كه درنگ در اجابت دعا، ترا از رحمت او نااميد گرداند كه همانا عطيه به ميزان نيت است . بسا كه درنگ در اجابت دعا، خواهنده را پاداشى بزرگتر، و آرزومند را بخششى بيشتر باشد. بسا چيزى كه بخواهى و به آن دست نيابى ، اما دير يا زود، بهتر از آن نصيب افتد يا بلائى از تو بگرداند، و بسا كه چيزى طلب كنى كه اگر به آن رسى دينت تباه گردد، پس در پى آن باش كه جمال باقى دارد و گرفتارى آن گريبانت نگردد. مال ترا نپايد و تو مال را نپايى.

اى فرزند دلبند! بدان كه ترا بهر آن جهان آفريده اند نه اين جهان ، و براى گذشتن آورده اند نه نشستن ، و براى مرگ و نه جاويد زيستن . تو در سرايى هستى كه خانه كوچ است و توشه اندوزى و جاى ناكامى و گذرگاه آن جهنمى . همانا كه مرگ در پى تست و تو طعمه مرگى ، و هيچ گريزنده از آن به سلامت نرست و و از دست هيچ جوينده به در نرفت و جوينده ناچار به آن رسيد. پس برحذر باش كه مرگ ، آن گاه كه سرگرم گناهى و به خود مى گويى توبه خواهم كرد، به سراغت آيد، و ميان تو با توبه جدايى افكند كه خويشتن به دست خود تباه ساخته باشى.

واصف باد كوبه اى

قم / مؤ سسه فرهنگى - انتشاراتى ((پارسايان )) تابستان 1377

نظر ها
افزودن جدید جستجو
+/-
نظرات
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
 
 

انتظار

*رشته حوادث قبل از ظهور درمنطقه

برگرفته از کتاب عصر ظهور احادیث ما بیانگر آن است که ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) پس از یک رشته حوادث مقدمات منظقه ای و بین... ادامه مطلب...
*عهد دل

   از حضرت صادق (ع) نقل شده، هر کس چهل صبح دعای عهد را بخواند از یاوران قائم (ع) خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خدای... ادامه مطلب...
*نوشته خواندني حجت‌الاسلام و المسلمين صديقي:سلام بر بهار جانها...

  نوشته خواندني حجت‌الاسلام و المسلمين صديقي به‌مناسبت فرا رسيدن بهار؛   سلام بر بهار جان‌ها و نشاط دل‌ها/ پيام بهار براي... ادامه مطلب...
*ابعاد انتظار / آمادگی در عمل

د - آمادگى در عملدر مرحله ى عمل ، به دو عامل ديگر نياز است . دو عملى كه در روش ‍ تربيتى انبيا در قرآن از آن سخن به ميان رفته است :... ادامه مطلب...
*ابعاد انتظار / طرح و برنامه ریزی

ج - طرح و برنامه ريزىمنتظر بايد طرح و نقشه داشته باشد و با توجه به طرح و نقشه ى سازندگى ، خود دنبال مصالح و لوازمى باشد كه قبلا... ادامه مطلب...
*ابعاد انتظار / آمادگی روحی

ب - آمادگى روحىمنتظر بايد در زمينه ى روحى نيز آمادگى بالايى داشته باشد تا در برابر حوادث و مصيبت ها از كوره در نرود و بتواند بار... ادامه مطلب...
*ابعاد انتظار / آمادگی فکری

ابعاد انتظارآن كس كه در انتظار است ، آماده مى شود تا نقطه ضعف هاى خودش ‍ را پر كند و مانع ها را بشناسد و نقطه ى ضعف هايش را بيابد... ادامه مطلب...
*شیطان در آخرالزمان،هر چه تیر دارد رها خواهد کرد

رسول اکرم صل الله علیه وآله ، دوره ای را که بشریت با آن در آینده مواجه خواهد شد را بر سه دوره تقسیم کرده اند. (بالاخص جامعه... ادامه مطلب...
*ظهور، آغاز تاريخ‌ (مقام معظم رهبری)

ظهور، آغاز تاريخ‌ ‌من، بارها اين‌را گفته‌ام. بعضي‌خيال‌مي‌كنند، حضرت‌كه‌آمدند، آخر دنيا است! نه، تازه‌شروع‌دنيا و... ادامه مطلب...
*فتنۀ شدیدتر از دجال روایتی از امام رضا علیه السلام

در كتاب وسائل‌الشیعة كه توسط شیخ حرّ عاملی گردآوری شده و از زمان تأليف تاكنون مدار تحقيق و استنباط فقها در احكام شرعی بوده،... ادامه مطلب...
*زمان ظهور حضرت فرزندان قاتلان امام حسین را خواهد کشت!

عبد السلام بن صالح هروی گوید: به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم : نظرتان دربارۀ این حدیث که از امام صادق علیه السلام روایت شده... ادامه مطلب...
*بیانات آیت الله وحید خراسانی با دانشجویان مشهد مقدس

     در این دیدار معظم له ضمن بیان شباهت امام زمان علیه السلام خَلقاً وخُلقاً به رسول خدا صلی الله علیه و آله و منزلت و مقام... ادامه مطلب...
*دو روایت زیبا از آخرالزمان

  در روایات بسیاری خبر از امتحان های بزرگ و فتنه های عظیم در آخرالزمان آمده است ، که به بعضی از آنها اشاره و پیامد و آمادگی در... ادامه مطلب...
*فرج حضرت بقیة الله، روحی له الفداء، خیلی نزدیک است

  روایتی نقل شده که مفصل است . این روایت را ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه (جلد دوم، صفحه 184) نقل کرده است . می فرماید که: یک روز... ادامه مطلب...
*بیانات مهم آیت الله وحید خراسانی درباره عصر غیبت حضرت ولی عصر(عج)

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضبین واللعن علی... ادامه مطلب...
*چرا او قائم آل محمد (علیهم السلام ) نامیده شد؟!

ابو حمزه ثمالی می گوید: از امام محمد باقر علیه السلام پرسیدم : ای فرزند رسول خدا! مگر شما ائمه، همه قائم به حق نیستید؟ فرمود: بلی!... ادامه مطلب...
*مهدی چه کسی است؟!

جابرجعفی می گوید: من خدمت امام محمد باقر علیه السلام بودم که مردی به حضور ایشان شرفیاب شد و عرض کرد: خداوند شما را رحمت کند ! این... ادامه مطلب...
*مرحوم دولابی و تمثیل زیبای ظهور

آن مرحوم می‌فرمایند: پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا را مرتب کنید تا من برگردم، خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا... ادامه مطلب...
*مظلومیت حضرت (امام زمان علیه السلام) پس از ظهور

مظلومیت حضرت (امام زمان علیه السلام) پس از ظهور حالات مظلومیت، تنهائی و اضطرار حضرت آن قدر طولانی و بزرگ است که حتی وقتی هنگام... ادامه مطلب...
*معصومین علیهم السلام حقیقت واحد و آئینه تمام نمای خداوند هستند

معصومین علیهم السلام حقیقت واحد و آئینه تمام نمای خداوند هستند معصومین علیهم السلام که یک نور واحد1هستند، کامل ترین مخلوق... ادامه مطلب...
 
 

دعا و نیایش

 


از اینجا دانلود کنید

 

 

مطالب و نکته های عارفانه

Previous بعدی
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
 

تصویر ویژه

یادداشت

ابصار العين،ص‏26

امام صادق عليه السلام فرمود:«رحم الله عمى العباس لقد اثر و ابلى بلاء حسنا... » خدارحمت كند عموى ما عباس را،عجب نيكو امتحان داد،ايثار كرد و حداكثر آزمايش را انجام داد.براى عموى ما عباس مقامى در نزد خداوند است كه تمام شهيدان غبطه مقام او را مى‏برند.

اوقات شرعی